رباعی · مولوی
رباعی شماره ۵۱۱ - از آتش سودای توام تابی بود...
1
از آتش سودای توام تابی بود
در جوی دل از صحبت تو آبی بود
2
آن آب سراب بود و آن آتش برف
بگذشت کنون قصه مگر خوابی بود
رباعی · مولوی
از آتش سودای توام تابی بود
در جوی دل از صحبت تو آبی بود
آن آب سراب بود و آن آتش برف
بگذشت کنون قصه مگر خوابی بود