غزل · مولوی
غزل شماره ۳۸۵ - خلق های خوب تو پیشت دود بعد از وفات...
1
خلق های خوب تو پیشت دود بعد از وفات
همچو خاتونان مه رو می خرامند این صفات
2
آن یکی دست تو گیرد وان دگر پرسش کند
وان دگر از لعل و شکر پیش بازآرد زکات
3
چون طلاق تن بدادی حور بینی صف زده
مسلمات مومنات قانتات تائبات
4
بی عدد پیش جنازه می دود خوهای تو
صبر تو و النازعات و شکر تو و الناشطات
5
در لحد مونس شوندت آن صفات باصفا
در تو آویزند ایشان چون بنین و چون بنات
6
حله ها پوشی بسی از پود و تار طاعتت
بسط جانت عرصه گردد از برون این جهات
7
هین خمش کن تا توانی تخم نیکی کار تو
زانک پیدا شد بهشت عدن ز افعال ثقات