رباعی · مولوی
رباعی شماره ۷۴۲ - شب چون دل عاشقان پر از سودا شد...
1
شب چون دل عاشقان پر از سودا شد
از چشم بد و نیک جهان تنها شد
2
با خون دلم چون سفر پنهانی
گویند اشارتی که وقت آنها شد
رباعی · مولوی
شب چون دل عاشقان پر از سودا شد
از چشم بد و نیک جهان تنها شد
با خون دلم چون سفر پنهانی
گویند اشارتی که وقت آنها شد