رباعی · مولوی
رباعی شماره ۸۴۷ - هر عمر که بی دیدن اصحاب بود...
1
هر عمر که بی دیدن اصحاب بود
یا مرگ بود به طبع یا خواب بود
2
آبی که ترا تیره کند زهر بود
زهری که ترا صاف کند آب بود
رباعی · مولوی
هر عمر که بی دیدن اصحاب بود
یا مرگ بود به طبع یا خواب بود
آبی که ترا تیره کند زهر بود
زهری که ترا صاف کند آب بود