کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰۷ - چشم پرنور که مست نظر جانانست...

1

چشم پرنور که مست نظر جانانست

ماه از او چشم گرفتست و فلک لرزانست

2

خاصه آن لحظه که از حضرت حق نور کشد

سجده گاه ملک و قبله هر انسانست

3

هر که او سر ننهد بر کف پایش آن دم

بهر ناموس منی آن نفس او شیطانست

4

و آنک آن لحظه نبیند اثر نور برو

او کم از دیو بود زانک تن بی جانست

5

دل به جا دار در آن طلعت باهیبت او

گر تو مردی که رخش قبله گه مردانست

6

دست بردار ز سینه چه نگه می داری

جان در آن لحظه بده شاد که مقصود آنست

7

جمله را آب درانداز و در آن آتش شو

کآتش چهره او چشمه گه حیوانست

8

سر برآور ز میان دل شمس تبریز

کو خدیو ابد و خسرو هر فرمانست

متن شعر کپی شد.