رباعی · مولوی
رباعی شماره ۹۱۳ - گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار...
1
گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار
شمعست و شراب و شاهدان چو نگار
2
آنجا که تو نیستی از اینهام چه سود؟
و آنجا که تو هستی خود از اینها بچه کار؟
رباعی · مولوی
گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار
شمعست و شراب و شاهدان چو نگار
آنجا که تو نیستی از اینهام چه سود؟
و آنجا که تو هستی خود از اینها بچه کار؟