رباعی · مولوی
رباعی شماره ۹۴۶ - بازی بودم پریده از عالم راز...
1
بازی بودم پریده از عالم راز
تا بو که برم ز شیب صیدی بفراز
2
اینجا چه نیافتم کسی را دمساز
زان در که بیامدم برون رفتم باز
رباعی · مولوی
بازی بودم پریده از عالم راز
تا بو که برم ز شیب صیدی بفراز
اینجا چه نیافتم کسی را دمساز
زان در که بیامدم برون رفتم باز