رباعی · مولوی
رباعی شماره ۹۸۲ - دلدار چنان مشوش آمد که مپرس...
1
دلدار چنان مشوش آمد که مپرس
هجرانش چنان پر آتش آمد که مپرس
2
گفتم که مکن گفت مکن تا نکنم
این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس
رباعی · مولوی
دلدار چنان مشوش آمد که مپرس
هجرانش چنان پر آتش آمد که مپرس
گفتم که مکن گفت مکن تا نکنم
این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس