رباعی · مولوی
رباعی شماره ۱۲۹۶ - گفتم که ز چشم خلق با دردسریم...
1
گفتم که ز چشم خلق با دردسریم
تا زحمت خود ز چشم خلقان ببریم
2
او در تن چون خیال من شد چو خیال
یعنی که ز چشمها کنون دورتریم
رباعی · مولوی
گفتم که ز چشم خلق با دردسریم
تا زحمت خود ز چشم خلقان ببریم
او در تن چون خیال من شد چو خیال
یعنی که ز چشمها کنون دورتریم