رباعی · مولوی
رباعی شماره ۱۳۸۲ - آن کس که نساخت با لقای یاران...
1
آن کس که نساخت با لقای یاران
افتاد به مکر دزد و تهدید عوان
2
میگفت و همی گریست و انگشت گزان
فریاد من از خوی بد و بار گران
رباعی · مولوی
آن کس که نساخت با لقای یاران
افتاد به مکر دزد و تهدید عوان
میگفت و همی گریست و انگشت گزان
فریاد من از خوی بد و بار گران