رباعی · مولوی
رباعی شماره ۱۴۰۲ - ای داد که هست جمله بیدار از من...
1
ای داد که هست جمله بیدار از من
ای من که هزار آه و فریاد از من
2
چو ذلک ما قدمت ایدیکم گفت
ناشاد شبی که اصل غم زاد از من
رباعی · مولوی
ای داد که هست جمله بیدار از من
ای من که هزار آه و فریاد از من
چو ذلک ما قدمت ایدیکم گفت
ناشاد شبی که اصل غم زاد از من