رباعی · مولوی
رباعی شماره ۱۶۲۸ - زلف تو که یکروزم از او روشن نه...
1
زلف تو که یکروزم از او روشن نه
با خاک برآورد سرو با من نه
2
با هرچه درآرد سر او زنده شود
کانجا همه جانست سراسر تن نه
رباعی · مولوی
زلف تو که یکروزم از او روشن نه
با خاک برآورد سرو با من نه
با هرچه درآرد سر او زنده شود
کانجا همه جانست سراسر تن نه