غزل · مولوی
غزل شماره ۴۸۸ - در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست...
1
در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست
دمی عظیم نهان ست و در حجاب خداست
2
ز چنگ سخت عجیب ست آن ترنگ ترنگ
چه هاست نعره برآورده کان چه هاست چه هاست
3
شراب لعل بیاورد شاه کاین رکنی ست
خمش که وقت جنون و نه وقت کشف غطاست