رباعی · مولوی
رباعی شماره ۱۸۳۰ - چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی...
1
چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی
گر دلبندی هزار خون کردستی
2
از پای درآمد دل و دل پای نداشت
از دست کسی که او ندارد رستی
رباعی · مولوی
چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی
گر دلبندی هزار خون کردستی
از پای درآمد دل و دل پای نداشت
از دست کسی که او ندارد رستی