رباعی · مولوی
رباعی شماره ۱۸۷۶ - دوش آمد آن خیال تو رهگذری...
1
دوش آمد آن خیال تو رهگذری
گفتم بر ما باش ز صاحب نظری
2
تا صبح دو چشم من بگفتش بتری
مهمان منی به آب چندانکه خوری
رباعی · مولوی
دوش آمد آن خیال تو رهگذری
گفتم بر ما باش ز صاحب نظری
تا صبح دو چشم من بگفتش بتری
مهمان منی به آب چندانکه خوری