رباعی · مولوی
رباعی شماره ۱۹۹۴ - یک شفتالو از آن لب عنابی...
1
یک شفتالو از آن لب عنابی
پر کرد جهان ز بوی سیب و آبی
2
هم پرده شب درید و هم پرده روز
از عشق رخ خویش زهی بی آبی
رباعی · مولوی
یک شفتالو از آن لب عنابی
پر کرد جهان ز بوی سیب و آبی
هم پرده شب درید و هم پرده روز
از عشق رخ خویش زهی بی آبی