کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۰۰ - به جائی دلت گرم سوداست گوئی...

1

به جائی دلت گرم سوداست گوئی

دل بی سر و برگ از آنجاست گوئی

2

تو را مستی هست پنهان نه پیدا

ولیکن نه مستی صهباست گوئی

3

دل نیست برجا فلک بر تو دیدی

ز جام هوس باده پیماست گوئی

4

به من می کنی لطفی از حد زیاده

مرادت ازین لطف ایذاست گوئی

5

بهر چشم برهم زدن بهر قتلم

ز چشمت به ابرو صد ایماست گوئی

6

فلک بر زمین از دو چشم تر من

گمارنده هفت دریاست گوئی

7

متاع قرار و سکون در دل ما

درین عهد اکسیر و عنقاست گوئی

8

به دل هرچه دیدند بردند خوبان

دل عاشقان خوان یغماست گوئی

9

پراکنده عشقی که دانم به طعنش

لب اوست گویا دل ماست گوئی

10

ز بزم بتان محتشم خاست طوفان

ستیزنده مست من آنجاست گوئی

متن شعر کپی شد.