غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۶۰۱ - هنوزت به ما کینه برجاست گوئی...
1
هنوزت به ما کینه برجاست گوئی
هنوزت سرکشتن ماست گوئی
2
هنوزت به این کشته نا پشیمان
سر جنگ و آهنگ غوغاست گوئی
3
هنوزت ز کین صورت خشم پنهان
در آیینه چهره پیداست گوئی
4
هنوزت بدشنام من پیش خوبان
لب تلخ گفتار گویاست گوئی
5
هنوز استمالت دهت در عذابم
بدآموز آزار فرماست گوئی
6
هنوز اندران خاطر اسباب کلفت
ز دیرینه گیها مهیاست گوئی
7
کسی این قدر تاب خواری ندارد
دل محتشم سنگ خاراست گوئی