کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۵۰ - پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می رسد...

1

پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می رسد

آب سیاه درمرو کآب حیات می رسد

2

نوبت عشق مشتری بر سر چرخ می زند

بهر روان عاشقان صد صلوات می رسد

3

جمله چو شهد و شیر شو وز خود خود فقیر شو

زانک ز شه فقیر را عشر و زکات می رسد

4

رحمت اوست کآب و گل طالب دل همی شود

جذبه اوست کز بشر صوم و صلات می رسد

5

در ظلمات ابتلا صبر کن و مکن ابا

کآب حیات خضر را در ظلمات می رسد

متن شعر کپی شد.