کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۵۷ - دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود...

1

دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود

جان ز لبت چو می کشد خیره و لب گزان بود

2

تن برود به پیش دل کاین همه را چه می کنی

گوید دل که از مهی کز نظرت نهان بود

3

جز رخ دل نظر مکن جز سوی دل گذر مکن

زانک به نور دل همه شعله آن جهان بود

4

شیخ شیوخ عالمست آن که تو راست نومرید

آن که گرفت دست تو خاصبک زمان بود

5

دل به میان چو پیر دین حلقه تن به گرد او

شاد تنی که پیر دل شسته در آن میان بود

6

راز دل تو شمس دین در تبریز بشنود

دور ز گوش و جان او کز سخنت گران بود

متن شعر کپی شد.