کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۶۶ - بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد...

1

بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد

دو چشم او به جادویی دو چشم چرخ بردوزد

2

شما دل ها نگه دارید مسلمانان که من باری

چنان آمیختم با او که دل با من نیامیزد

3

نخست از عشق او زادم به آخر دل بدو دادم

چو میوه زاید از شاخی از آن شاخ اندرآویزد

4

ز سایه خود گریزانم که نور از سایه پنهانست

قرارش از کجا باشد کسی کز سایه بگریزد

5

سر زلفش همی گوید صلا زوتر رسن بازی

رخ شمعش همی گوید کجا پروانه تا سوزد

6

برای این رسن بازی دلاور باش و چنبر شو

درافکن خویش در آتش چو شمع او برافروزد

7

چو ذوق سوختن دیدی دگر نشکیبی از آتش

اگر آب حیات آید تو را ز آتش نینگیزد

متن شعر کپی شد.