کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۸۸ - صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد...

1

صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد

اگر تلبیس نو دارد همانست او که پار آمد

2

ز رندان کیست این کاره که پیش شاه خون خواره

میان بندد دگرباره که اینک وقت کار آمد

3

بیا ساقی سبک دستم که من باری میان بستم

به جان تو که تا هستم مرا عشق اختیار آمد

4

چو گلزار تو را دیدم چو خار و گل بروییدم

چو خارم سوخت در عشقت گلم بر تو نثار آمد

5

پیاپی فتنه انگیزی ز فتنه بازنگریزی

ولیک این بار دانستم که یار من عیار آمد

6

اگر بر رو زند یارم رخی دیگر به پیش آرم

ازیرا رنگ رخسارم ز دستش آبدار آمد

7

تویی شاها و دیرینه مقام تست این سینه

نمی گویی کجا بودی که جان بی تو نزار آمد

8

شهم گوید در این دشتم تو پنداری که گم گشتم

نمی دانی که صبر من غلاف ذوالفقار آمد

9

مرا برید و خون آمد غزل پرخون برون آمد

برید از من صلاح الدین به سوی آن دیار آمد

متن شعر کپی شد.