کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۹۳ - برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید...

1

برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید

تو هم ای دل ز من گم شو که آن دلدار می آید

2

نگویم یار را شادی که از شادی گذشتست او

مرا از فرط عشق او ز شادی عار می آید

3

مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید

که کفر از شرم یار من مسلمان وار می آید

4

برو ای شکر کاین نعمت ز حد شکر بیرون شد

نخواهم صبر گر چه او گهی هم کار می آید

5

روید ای جمله صورت ها که صورت های نو آمد

علم هاتان نگون گردد که آن بسیار می آید

6

در و دیوار این سینه همی درد ز انبوهی

که اندر در نمی گنجد پس از دیوار می آید

متن شعر کپی شد.