کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۰۳ - گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد...

1

گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد

ور زان دو یکی کم شد ما را چه زیان دارد

2

ای در غم بیهوده از بوده و نابوده

کاین کیسه زر دارد وان کاسه و خوان دارد

3

در شام اگر میری زینی به کسی بخشد

جانت ز حسد این جا رنج خفقان دارد

4

جز غمزه چشم شه جز غصه خشم شه

والله که نیندیشد هر زنده که جان دارد

5

دیوانه کنم خود را تا هرزه نیندیشم

دیوانه من از اصلم ای آنک عیان دارد

6

چون عقل ندارم من پیش آ که تویی عقلم

تو عقل بسی آن را کو چون تو شبان دارد

7

گر طاعت کم دارم تو طاعت و خیر من

آن را که تویی طاعت از خوف امان دارد

8

ای کوزه گر صورت مفروش مرا کوزه

کوزه چه کند آن کس کو جوی روان دارد

9

تو وقف کنی خود را بر وقف یکی مرده

من وقف کسی باشم کو جان و جهان دارد

10

تو نیز بیا یارا تا یار شوی ما را

زیرا که ز جان ما جان تو نشان دارد

11

شمس الحق تبریزی خورشید وجود آمد

کان چرخ چه چرخست آن کان جا سیران دارد

متن شعر کپی شد.