کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۱۴ - آن بنده آواره بازآمد و بازآمد...

1

آن بنده آواره بازآمد و بازآمد

چون شمع به پیش تو در سوز و گداز آمد

2

چون عبهر و قند ای جان در روش بخند ای جان

در را بمبند ای جان زیرا به نیاز آمد

3

ور زانک ببندی در بر حکم تو بنهد سر

بر بنده نیاز آمد شه را همه ناز آمد

4

هر شمع گدازیده شد روشنی دیده

کان را که گداز آمد او محرم راز آمد

5

زهراب ز دست وی گر فرق کنم از می

پس در ره جان جانم والله به مجاز آمد

6

آب حیوانش را حیوان ز کجا نوشد

کی بیند رویش را چشمی که فرازآمد

7

من ترک سفر کردم با یار شدم ساکن

وز مرگ شدم ایمن کان عمر دراز آمد

8

ای دل چو در این جویی پس آب چه می جویی

تا چند صلا گویی هنگام نماز آمد

متن شعر کپی شد.