کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۲۲ - جان پیش تو هر ساعت می ریزد و می روید...

1

جان پیش تو هر ساعت می ریزد و می روید

از بهر یکی جان کس چون با تو سخن گوید

2

هر جا که نهی پایی از خاک بروید سر

وز بهر یکی سر کس دست از تو کجا شوید

3

روزی که بپرد جان از لذت بوی تو

جان داند و جان داند کز دوست چه می بوید

4

یک دم که خمار تو از مغز شود کمتر

صد نوحه برآرد سر هر موی همی موید

5

من خانه تهی کردم کز رخت تو پر دارم

می کاهم تا عشقت افزاید و افزوید

6

جانم ز پی عشق شمس الحق تبریزی

بی پای چو کشتی ها در بحر همی پوید

متن شعر کپی شد.