کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۴۴ - تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد...

1

تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد

هر جا که نشینیم چو فردوس برین شد

2

آن فکر و خیالات چو یاجوج و چو ماجوج

هر یک چو رخ حوری و چون لعبت چین شد

3

آن نقش که مرد و زن از او نوحه کنانند

گر بئس قرین بود کنون نعم قرین شد

4

بالا همه باغ آمد و پستی همگی گنج

آخر تو چه چیزی که جهان از تو چنین شد

5

زان روز که دیدیمش ما روزفزونیم

خاری که ورا جست گلستان یقین شد

6

هر غوره ز خورشید شد انگور و شکر بست

وان سنگ سیه نیز از او لعل ثمین شد

7

بسیار زمین ها که به تفصیل فلک شد

بسیار یسار از کف اقبال یمین شد

8

گر ظلمت دل بود کنون روزن دل شد

ور رهزن دین بود کنون قدوه دین شد

9

گر چاه بلا بود که بد محبس یوسف

از بهر برون آمدنش حبل متین شد

10

هر جزو چو جندالله محکوم خداییست

بر بنده امان آمد و بر گبر کمین شد

11

خاموش که گفتار تو ماننده نیلست

بر قبط چو خون آمد و بر سبط معین شد

12

خاموش که گفتار تو انجیر رسیدست

اما نه همه مرغ هوا درخور تین شد

متن شعر کپی شد.