کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۴۷ - تدبیر کند بنده و تقدیر نداند...

1

تدبیر کند بنده و تقدیر نداند

تدبیر به تقدیر خداوند چه ماند

2

بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند

حیلت بکند لیک خدایی بنداند

3

گامی دو چنان آید کو راست نهادست

وان گاه که داند که کجاهاش کشاند

4

استیزه مکن مملکت عشق طلب کن

کاین مملکتت از ملک الموت رهاند

5

شه را تو شکاری شو کم گیر شکاری

کاشکار تو را باز اجل بازستاند

6

خامش کن و بگزین تو یکی جای قراری

کان جا که گزینی ملک آن جات نشاند

متن شعر کپی شد.