غزل · مولوی
غزل شماره ۶۵۷ - گر یک سر موی از رخ تو روی نماید...
1
گر یک سر موی از رخ تو روی نماید
بر روی زمین خرقه و زنار نماند
2
آن را که دمی روی نمایی ز دو عالم
آن سوخته را جز غم تو کار نماند
3
گر برفکنی پرده از آن چهره زیبا
از چهره خورشید و مه آثار نماند
4
در خواب کنی سوختگان را ز می عشق
تا جز تو کسی محرم اسرار نماند