کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۶۶ - چمن جز عشق تو کاری ندارد...

1

چمن جز عشق تو کاری ندارد

وگر دارد چو من باری ندارد

2

چه بی ذوقست آن کش عشق نبود

چه مرده ست آن که او یاری ندارد

3

به غیر قوت تن قوتی ننوشد

بجز دنیا سمن زاری ندارد

4

هر آنک ترک خر گوید ز مستی

غم پالان و افساری ندارد

5

ز خر رست و روان شد پابرهنه

به گلزاری که آن خاری ندارد

6

چه غم دارد که خر رفت و رسن برد

بر او خر چو مقداری ندارد

7

مشو غره به ازرق پوش گردون

که اندر زیر ایزاری ندارد

8

درافکن فتنه دیگر در این شهر

که دور عشق هنجاری ندارد

9

بدران پرده ها را زانک عاشق

ز بی شرمی غم و عاری ندارد

10

بزن آتش در این گفت و در آن کس

که در گفت تو اقراری ندارد

متن شعر کپی شد.