سایر · حافظ
شماره ۱ - ما برفتیم، تو دانی و دل غمخور ما...
1
ما برفتیم، تو دانی و دل غمخور ما
بخت بد تا به کجا می برد آبشخور ما
2
از نثار مژه چون زلف تو در زر گیرم
قاصدی کز تو سلامی برساند بر ما
3
به دعا آمده ام هم به دعا دست بر آر
که وفا با تو قرین باد و خدا یاور ما
4
فلک آواره به هر سو کندم می دانی؟
رشک می آیدش از صحبت جان پرور ما
5
گر همه خلق جهان بر من و تو حیف برند
بکشد از همه انصاف ستم داور ما
6
روز باشد که بیاید به سلامت بازم
ای خوش آن روز که آید به سلامی بر ما
7
به سرت گر همه آفاق به هم جمع شوند
نتوان برد هوای تو برون از سر ما
8
تا ز وصف رخ زیبای تو ما، دم زده ایم
ورق گل خجل است از ورق دفتر ما
9
هر که گوید که کجا رفت خدا را حافظ
گو به زاری سفری کرد و برفت از بر ما