کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۸ - کارم ز دور چرخ به سامان نمی رسد...

1

کارم ز دور چرخ به سامان نمی رسد

خون شد دلم ز درد، به درمان نمی رسد

2

با خاک ره ز روی مذلت برابرم

آب رخم همی رود و نان نمی رسد

3

پی پاره ای نمی کنم از هیچ استخوان

تا صدهزار زخم به دندان نمی رسد

4

سیرم ز جان خود به سر راستان ولی

بیچاره را چه چاره چو فرمان نمی رسد

5

از آرزوست گشته گر انبار غم دلم

آوخ که آرزوی من ارزان نمی رسد

6

یعقوب را دو دیده ز حسرت سپید گشت

وآوازه ای ز مصر به کنعان نمی رسد

7

از حشمت اهل جهل به کیوان رسیده اند

جز آه اهل فضل به کیوان نمی رسد

8

از دستبرد جور زمان اهل فضل را

این غصه بس که دست سوی جان نمی رسد

9

حافظ صبور باش که در راه عاشقی

هر کس که جان نداد به جانان نمی رسد

متن شعر کپی شد.