سایر · عطار
(۹) گفتار آن مجنون در نمازی که یک نان نیرزد
1
یکی مجنون که رفتی در ملامت
بدو گفتند فردای قیامت
2
کسی باشد که ده ساله نماز او
منادی می کند شیب و فراز او
3
بیک گرده ازو نخرد کسی آن
بگوید بر سر مجمع بسی آن
4
جوابش داد مجنون کان نیرزد
نمازش آن همه یک نان نیرزد
5
که گر بخریدی آن را خلق وادی
نبودی حاجت چندان منادی
6
اگر صد کار باشد در مجازت
نیاید یاد ازان جز در نمازت
7
نمازت چون چنین باشد مجازی
بود اندر حقیقت نانمازی