کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

جواب پدر

1

پدر گفتش که ای مغرور مانده

ز اسرا رحقیقت دور مانده

2

مکن امروز ضایع زندگانی

چو میدانی که تو فردا نمانی

3

ببابل می روی ای مرد فرتوت

که سحر آموزی از هاروت و ماروت

4

هزاران سال شد کان دو فرشته

نگونسارند در چه تشنه گشته

5

وزیشان آنگهی تا آب آن چاه

مسافت یک وجب نیست ای عجب راه

6

چو نتوانند خود را آب دادن

کجا در می توانندت گشادن

7

چو استاد این چنین باشد پریشان

که خواهد کرد شاگردی ایشان

8

ترا امروز بینم دیو گشته

نخواهی گشت در فردا فرشته

9

مگرمرگت ببابل می دواند

که سرگردان و غافل می دواند

10

اگر مرگ تو در بابل نبودی

ترا این آرزو در دل نبودی

متن شعر کپی شد.