سایر · عطار
جواب پدر
1
پدر گفتش درین شوریده زندان
بطاعت می توان شد از بلندان
2
اگر خواهی بلندی بر پر از چاه
که آن از طاعتی یابی نه ازجاه
3
پیمبر گفت: آخر وصف مستور
که آن از مغز صدیقان بود دور
4
بلاشک حب جاه و حب مالست
ترا این جاه جستن پس وبالست
5
اگرچه در ره حق خاص خاصی
شوی گر جاه یابی مرد عاصی
6
چنان از تو برآرد جاه دودی
که نبود از تدارک هیچ سودی