کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

(۳) حکایت قحط و جواب دادن طاوس

1

مگر شد آشکارا قحط سالی

به پیش خلق آمد تنگ حالی

2

سراسیمه جهانی خلق محبوس

شدند از بهر باران پیش طاوس

3

که باران می نیاید آشکارا

دعائی کن زحق در خواه ما را

4

پس آنگه گفت طاوس ای عزیزان

نگردد ابر بر بیهوده ریزان

5

شما را گر چه جز باران طلب نیست

اگر باران نمی بارد عجب نیست

6

عجب اینست کز چندین گنه کار

نبارد سنگ بر مردم بیکبار

7

اگرچه میغ ترک آسمان کرد

تعجب گر کنی زان می توان کرد

8

که نکشافد زمین از شومی ما

خورد ما را ز نامعلومی ما

9

تو پنداری که ازمردان راهی

کدامین مرد، سرگردان راهی

10

چو پندار تو برگیرند از پیش

کسی مرده سگی برخیزد از خویش

متن شعر کپی شد.