کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۱۶ - دیر آمده ای سفر مکن زود...

1

دیر آمده ای سفر مکن زود

ای مایه هر مراد و هر سود

2

ای ز آتش عزم رفتن تو

از بینی ها برآمده دود

3

هر عود تلف شود ز آتش

در آتش توست عید هر عود

4

اومید تو هر دمی بگوید

دستت گیرم به فضل خود زود

5

اما تو مگو که جهد و کوشش

سودم نکند که بودنی بود

6

معزول مکن تو قدرتم را

من بسته نیم چو تار در پود

7

هر لحظه بکاهمت چو خواهم

وز فضل توانمت بیفزود

8

بربند دهان ز گفت و سر نه

در سجده دوست کوست مسجود

متن شعر کپی شد.