کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

(۲۰) حکایت دیوانه چوب سوار

1

یکی دیوانه چوبی بر نشسته

بتگ می شد چو اسپی تنگ بسته

2

دهانی داشت همچون گل ز خنده

چو بلبل جوش در عالم فکنده

3

یکی پرسید ازو کای مرد درگاه

چنین گرم ازچه می تازی تودر راه

4

چنین گفت او که در میدان عالم

هوس دارم سواری کرد یک دم

5

که چون دستم فرو بندند ناکام

نجنبد یک سر مویم بر اندام

6

اگر هستی درین میدان تو بر کار

نصیب خویشتن مردانه بردار

7

چو از ماضی و مستقبل خبر نیست

بجز عمر تو نقدی ما حضر نیست

8

مده این نقد را بر نسیه بر باد

که بر نسیه کسی ننهاد بنیاد

9

چو یک نقطه ست از عمر تو بر کار

هزاران چرخ زن بر وی چو پرگار

10

خوشی با نقد این الوقت می ساز

چو بیکاران به پیش و پس مشو باز

11

اگر تو پس روی و پیش آئی

بلای روزگار خویش آئی

متن شعر کپی شد.