کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۲۱ - هر سینه که سیمبر ندارد...

1

هر سینه که سیمبر ندارد

شخصی باشد که سر ندارد

2

وان کس که ز دام عشق دورست

مرغی باشد که پر ندارد

3

او را چه خبر بود ز عالم

کز باخبران خبر ندارد

4

او صید شود به تیر غمزه

کز عشق سر سپر ندارد

5

آن را که دلیر نیست در راه

خود پنداری جگر ندارد

6

در راه فکنده است دری

جز او که فکند برندارد

7

آن کس که نگشت گرد آن در

بس بی گهرست و فر ندارد

8

وقت سحرست هین بخسبید

زیرا شب ما سحر ندارد

متن شعر کپی شد.