کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

(۴) حکایت جواب آن شوریده حال در کار جهان

1

یکی پرسید آن شوریده جان را

که چون می بینی این کار جهان را

2

چنین گفت این جهان پر غم و رنج

بعینه آیدم چون نطع شطرنج

3

گهی آرایشی بیند بصف در

گهی بر هم زنندش چون دو صفدر

4

یکی را می برند از خانه خویش

دگر را می نهند آن خانه در پیش

5

گهی بر شه درآیند از حوالی

بصد زاری کنندش خانه خالی

6

چنین پیوسته تا آنگه که دانند

که این نطع مزخرف برفشانند

7

چنان لهو و لعب کردست مغرور

شدی مشغول مال و ملک و منشور

8

تو شهبازی، گشاده کن پر و بال

بپر زین دامگاه لعب اطفال

متن شعر کپی شد.