کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

(۳) حکایت نوشروان عادل

1

چنین گفتست نوشروان عادل

که گر میری ز درویشی قاتل

2

ترا بهتر بود آن زخم شمشیر

که از نان فرومایه شوی سیر

3

مشو با اهل دنیا در ستیزه

که مرداریست و مشتی کرم ریزه

4

بیک ره اهل دنیا در ریاست

چو کرمانند در عین نجاست

5

زر و سیم و قبول و کار و بارت

نیاید در دم آخر بکارت

6

اگر اخلاص باشد آن زمانت

بکار آید وگرنه وای جانت

7

بهر چیزی که در دنیا کمالست

یقین می دان که آن در دین وبالست

متن شعر کپی شد.