غزل · مولوی
غزل شماره ۷۲۵ - کس با چو تو یار راز گوید...
1
کس با چو تو یار راز گوید
یا قصه خویش بازگوید
2
عاقل کردست با تو کوتاه
لیکن عاشق دراز گوید
3
از عشق تو در سجود افتد
سودای تو در نماز گوید
4
از ناز همه دروغ گویی
آنچ این دلم از نیاز گوید
5
من همچو ایازم و تو محمود
بشنو سخنی کایاز گوید
6
پیش تو کسی حدیث من گفت
گفتی تو که او مجاز گوید
7
چون زر سخنان من شنیدی
گفتی به طریق گاز گوید