سایر · عطار
پیغام فرستادن بلبل بدست بادصبا و اشتیاق او به گل
1
چو می رفتند بر بالای کهسار
نسیم صبحدم آمدبه گلزار
2
به دامانش بزد بلبل به دستان
ز بهر دلستان آن هر دو دستان
3
نسیم صبحدم را گفت برخیز
برو در دامن معشوقم آویز
4
بگو با من ترا آرام چونست
مرا بی تو جگر یک قطره خونست
5
چنانم در فراقت ای دل آرام
نه صبرم ماند و نی هوش نه آرام
6
دلم مشتاق تست ای جان شیرین
چو میل خاطر خسرو به شیرین
7
اگر بار دگر رویت به بینم
به خلوت یک زمان پیشت نشینم
8
غم گیتی به یک جو برنگیرم
نباشم مرده گر زان چه مهرم
9
به جز چشمم کسی رویت مبیناد
غم گیتی سر کویت مبیناد
10
اگر عمرت بود زین پس بمانم
وگرنه جان به عشقت برفشانم