کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

فغان کردن گل در هجر بلبل و شکایت از روزگار

1

نسیم صبحدم آمد به گلشن

به چشمش گلش آمد همچو گلخن

2

گل از بلبل بکلی دست شسته

دریده پیرهن در خون نشسته

3

هزاران خار در پا دست در گل

فراق بلبلش بنشسته در دل

4

چو سرو اندر چمن افتان و خیزان

به زاری زار می گفت ای عزیزان

5

به هم خوش بود ما را در گلستان

حسد بردند بر ما جمله مرغان

6

حسودان را به جز کوری مبادا

میان همدمان دوری مبادا

7

همینش کار باشد چرخ گردان

که دوری افکند با دوستداران

متن شعر کپی شد.