سایر · عطار
پاسخ دادن گربه موش را وندامت کردن موش از افعال خود و راضی شدن به قضا
1
مگر بیهوده هان ای موش خاموش
چو افتادی در آتش در همی جوش
2
خلاف شرع و دین کردی شدی مست
اگر خونت بریزم جای آن هست
3
مرا استاد پندی داد نیکو
کز آن پند آمدم فرخنده مه رو
4
مرا گفتا که تو بیرون مبر سر
اگر فیلی و خصم از پشه کمتر
5
مشو ایمن که کم یا بیش گردد
زنیش او ترا دل ریش گردد
6
مشو از فکر او ایمن که ناگاه
در اندازد ترا از مکر در چاه
7
نکردم پند استادان فراموش
مرا آن پند شد چون حلقه در گوش
8
ببر از من امید رستگاری
بجز مردن دگر کاری نداری
9
نخواهی رستگار آمد ز دستم
که بسیاری کمین تو نشستم