کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

پاسخ دادن گربه موش را وندامت کردن موش از افعال خود و راضی شدن به قضا

1

مگر بیهوده هان ای موش خاموش

چو افتادی در آتش در همی جوش

2

خلاف شرع و دین کردی شدی مست

اگر خونت بریزم جای آن هست

3

مرا استاد پندی داد نیکو

کز آن پند آمدم فرخنده مه رو

4

مرا گفتا که تو بیرون مبر سر

اگر فیلی و خصم از پشه کمتر

5

مشو ایمن که کم یا بیش گردد

زنیش او ترا دل ریش گردد

6

مشو از فکر او ایمن که ناگاه

در اندازد ترا از مکر در چاه

7

نکردم پند استادان فراموش

مرا آن پند شد چون حلقه در گوش

8

ببر از من امید رستگاری

بجز مردن دگر کاری نداری

9

نخواهی رستگار آمد ز دستم

که بسیاری کمین تو نشستم

متن شعر کپی شد.