سایر · عطار
نصیحت پذیرفتن موش خوار
1
ز من پندی فرا گیر ای خردمند
عتاب و خشم را بر پای نه بند
2
کلاه فاقه را بر فرق سر نه
بدان حرصی که باشد کمترش ده
3
ز قهرش دیده پر فتنه بر دوز
چو باد انش به بی خوابی بیاموز
4
مسلط کن برو صیاد خود را
بجای نان مده پالوده بد را
5
گر او را خوار کردی همچو یوسف
عزیز مصر کردی همچو یوسف
6
ببسته سده فر سعادت
بیان عالم الغیب و شهادت
7
مشعبد وار زیر حقه دارد
نه چندان مهره کانراکس شمارد
8
بهر یاری که وقتش اقتضا کرد
بدزدد مهره عمر زن و مرد
9
همی گردند پیاپی گردش او
دو چاکر در رهش رومی و هندو
10
زمین سفلیان را آسمان است
سرای علویان را آستان است
11
بگوش هوش بشنو این سخن را
فدای این سخن کن جان و تن را
12
چو فرصت هست کاری بیشتر بود
پشیمانی گر آید کی کند سود
13
چراغ دل ز شمع جان برافروز
اصول علم استادان بیاموز
14
به جان گر خدمت استاد کردی
ز خدمت برخوری استاد گردی
15
ولی اندیشه تو آن ندارد
معما گفتن تو جان ندارد