کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

المقاله السادسه

1

تو دریا بین اگر چشم تو بیناست

که عالم نیست عالم کفک دریاست

2

خیالست این همه عالم بیندیش

مبین آخر خیالی را از این پیش

3

تو یادیوانه یا آشفته باشی

که چندین در خیالی خفته باشی

4

تو چه مردان بازی خیالی

شده بالغ چو طفلی در جوالی

5

پری در شیشه دین کار طفل است

که بالغ بی خیال علو و سفل است

6

هلا بشنو ز اوج عرش اسرار

که نیست ای خواجه اندر دارد ریا

7

هر آن حرفی که دیدی هیچ آمد

ولی درچشم تو پر پیچ آمد

8

همین حرفی که آن پیچی ندارد

الف بود و الف هیچی ندارد

9

چه خوابی ابجد این کار چندین

که ابجد راست الف حرف نخستین

10

الف هیچی ز اول آخرش لا

ز ابجد تا ضظغلا لا و سودا

11

اگر صد راه گیری ابجد از سر

میان هیچ و لایی مانده بر در

12

تو می گویی که مرد مرد رستم

برو کز رخش آید کار رستم

متن شعر کپی شد.