کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

بشب حلاج را دیدند در خواب

بریده سر بکف با جام جلاب

2

بدو گفتند چونی سر بریده

بگو تا چیست این جام گزیده

3

چنین گفت که او سلطان نکونام

بدست سر بریده می دهد جام

4

کسی این جام معنی می کند نوش

که کردست او سر خود را فراموش

5

نخستین جسم خود در اسم درباز

پس آنگه جان زبعد اسم درباز

6

چنان در اسم او کن جسم پنهان

که می گردد الف در بسم پنهان

7

چو جسمت رفت جان را کن مصفا

برآی ازجان و گم شو در مسما

8

یکی دریاست زو علم گرفته

همه موجش دل آدم گرفته

9

کجا این موج دریا می نشیند

که دریا چیست در ما می نشیند

10

مرا باید که جان و تن بماند

وگر هر دو بماند من نماند

11

من و تو یک من زهرست در کار

که ز آن یک جوشده کوهی نگوسار

متن شعر کپی شد.