کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

اسیری را بصد درد و ندامت

بدوزخ می برند اندر قیامت

2

زند انگشت و دیده بر کند زود

بخواری دیده بر خاک افکند زود

3

چنین گوید که از دیده چه مقصود

نخواهم دیده بی دیدار معبود

4

اگر دیدار معبودم نباشد

ز دیده هیچ مقصودم نباشد

5

چو مقصودم نخواهد گشت حاصل

نه دیده خواهم و نه جان و نه دل

6

حجابت گر از آن حضرت بهشت است

ندارم زهره تا گویم که زشتست

7

بهشتی را بخود گر باز خوانی

نیندیشی که ازحق بازمانی

8

چه می گویم کسی کز ماه رویی

شود از ناتوانی همچو مویی

9

بیک جو زر کند صد گونه کردار

بهشتی چون بنستاند زهی کار

10

ولیکن این سخن با مرد راهست

نه با دیوانه و دیوان سیاه است

متن شعر کپی شد.