کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

کری بر ره بخفت از خرده دانی

که تا وقتی درآید کاروانی

2

درآمد کاروان و رفت چون دود

کجا آن خفته کر را خبر بود

3

چو شد بیدار خواب از دیدگان رفت

بدو گفتند ای کر کاروان رفت

4

چرا خفتی که کرد آخر چنین خواب

که بگذشتند هم راهان و اصحاب

5

ندانم تا چه خوابت دید ایام

که خوش در خواب کردت تا سرانجام

6

کر آن بشنود گفت آشفته بودم

که هم کر بودم و هم خفته بودم

7

دریغا چون شدم از خواب بیدار

نمی یابم ز یک هم راه آثار

متن شعر کپی شد.